السيد محمد حسين الطهراني

77

معاد شناسى (فارسى)

وَ بَعْضُهُمْ صَحَّحَ بِالتَّناسُخِ * وَ أخْذِ جِنْسٍ كُلُّ خُلْقٍ راسِخِ وَ فِرقَةٌ بِحِفْظِ أجْزا فَرْدَةٍ * تَصيرُ ذى بِالْوَصْلِ ذاتَ وَحْدَةٍ وَ قالَ الاشْراقىُّ بِالْمِثالِ * وَ الانْفُسُ الانْفُسُ فى الاقْوالِ « 1 » ميفرمايد : « بعضى از فلاسفه تصحيح تصوير معاد جسمانى را به حلول نفس بعد از مفارقت از بدن به اجرام سماويّه از افلاك يا اجرام دخانيّه نموده‌اند ، كه آنها محلّ صورت‌هاى آتش‌ها و نورهاى اهل جهنّم و اهل بهشت بوده باشد . و بعضى به تناسخ تصحيح نموده‌اند ، به اينكه هر يك از اخلاق‌هاى راسخ و ملكات انسان ، هر نوع از انواع حيوانات را كه آن خُلق و ملكه در آن راسخ است ، استخدام مىكند . ( مثلًا : مورچه محلّ بروز ملكهء حرص ، و خوك محلّ بروز ملكهء شَرَه و بى عفّتى ، و موش محلّ بروز ملكهء سرقت است . و تناسخ به تمام اقسامه باطل است ، و برهان فلسفى براى بطلان آن اقامه مىشود . ) و بعضى از متكلّمين گفته‌اند كه پس از مرگ ، اجزاءِ فَردة لا تتجزّى از انسان باقى ماند ، و آن اجزاء را حضرت بارى تعالى در معاد بواسطهء اتّصال دادن ، لباس وحدت مىپوشاند و به صورت‌هاى

--> ( 1 ) « منظومه » سبزوارى ، طبع ناصرى ، از ص 337 تا ص 341